تبليغاتX
یادداشتهای تاریخی فاطمه رستمی


یادداشتهای تاریخی فاطمه رستمی

 

می خوانم،می نویسم و شتابان تر از همیشه با کتاب ها سر و کله می زنم. زمان مثل ساعت شنی در حال پایان، بهم گوشزد می کنه که وقت زیادی نداری برای دفاع و من مثل همیشه امیدوار و با نشاط. شاید این احساس برگرفته از طراوت بهار باشه.مثل سال های گذشته که آمدن بهار برام فصل جدیدی از تلاش و کوشش بوده و هست و شاید حضور نازنین دخترم باشه برای دلگرم شدن به حواندن .مطالعه می کنم سفت و سخت. در مورد مباحث روشی کارم و تعیین شاخص  های گقتمان امارت و وزارت.

محور مباحث روشی را براساس تحلیل گفتمان نورمن فرکلاف طراحی کردم. دلیل عمده این انتخاب اینه که فرکلاف هم زبانشناس است و هم تحلیل گر. مهم ترین ویژگی رویکرد فرکلاف توجه وی به متن و بافت اجتماعی به طور همزمان است.وی متن را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین مورد ارزیابی قرار می دهد. تحلیل متن در واقع تحلیل ساخت های زبانی و ویژگیهای صوری متن است. از نظر فرکلاف تحلیل متنی شامل تحلیل زبانی در قالب واژگان، دستور،  نظام آرایی، و انسجام در سطح بالاتر از جمله است. تحلیل زبانی هم ویزگی های واژگانی-  دستوری و هم ویژگیهای معنایی را دربرمی گیرد.سوالاتی که در حوزه توصیف مطرح است نحوه انتخاب واژگان توسط نویسنده و به کارگیری دستور زبان است.نظیر آیا می توان از عبارت بندی دگرسان، یا عبارت بندی افراطی سخن گفت؟چه نوع روابط معنایی( هم معنایی،  شمول معنایی، تضادمعنایی) به لحاظ ایدئولوژیک معنادار بین کلمات وجود دارد؟ و یا آیا کلماتی وجود دارند که آشکارا رسمی یا محاوره ای باشند؟ در زمینه مباحث دستوری این سوالات مطرح می شود آیا کنشگری نامشخص است؟ آیا فرآیندها همانهایی هستند که به نظر می رسند؟ آیا از فرآیند اسم سازی استفاده شده است؟ جملات معلوم هستند یا مجهول؟جملات مثبت هستند یا منفی؟در این بخش فرکلاف از روش زبانشناختی هلیدی بهره جسته و همانند وی برای زبان سه فرانقش اندیشگانی، بینافردی و متنی قائل شده.اینکه چطور یک نویسنده برای القاء نظرات حود به مخاطب از واژگان و دستور خاصی استفاده می کند از جمله ابزارهای توصیف متن به شمار می رود.این مرحله در متون تاریخی بسیار کاربرد دارد. مثلاً در تعیین شاخص های گفتمانی دو نهاد امارت و وزارت با جملات و عباراتی روبرو می شویم که حکایت از جانب داری نویسنده از یکی از دو نهاد امارت و با وزارت دارد.تاریخ بیهقی از آن دسته منابعی است که در آن نویسنده نگرش خود نسبت به گفتمان امارت را در قالب روایت زیر نشان می دهد" حال براین جمله بود که این دو محتشم اریاق و غازی را کسی ازو تدبیری آید نبود و این دو سپاه سالار را دو کدخدای شایسته دبیرپیشه گرم و سرد چشیده نه- که پیداست که از سعید صراف و مانند وی چاکرپیشگان خامل ذکر کم مایه چه آید و ترکان همی گرد چنین مردمان گردند و عاقبت ننگرند تا ناچار خلل بیفتد که ایشان را تجربتی نباشد هر چند به تن خویش کاری و سخی باشند و تجمل و آلت دارند اما در دبیری راه نبرند و امروز از فردا ندانند- چه چاره باشد از افتادن خلل"(تاریخ بیهقی،تصحیح علی اکبر فیاض، ص ۲۳۰)در روایت فوق بیهقی از عبارتی استفاده می کند که کاملاً بیانگر موضع وی نسبت به دو نهاد امارت و وزارت بوده است. از منظر بیهقی ۱- سپاه سالاران ترک در دایره غیر خودی جای دارند۲-ویژگی اینان این است که در امور دبیری تجربه ای نداشته و افرادی دوراندیشی نستند.۴-با تکرار واژه دبیری در روایت بالا می توان تاکید بیهقی بر منصب دبیری و اهمیت دادن وی به امر دبیری را کاملا احساس کرد.به ویژه اینکه خودش بیهقی عهده دار منصب دبیری داشته،لذا تاکیدش بر این منصب بی راه نیست. از این قبیل عبارات در سایر منابع دوره ایران اسلامی وجود دارد.در تاریخ جهانگشای جوینی نیز در حین تعریف سپاهیان مغولان می گوید" علامت امیر بزرگ آن بوده است که رکاب او ازآهن بوده است. باقی تجملات از این قیاس توان گرفت و برین جمله در ضیق حال و ناکامی و وبال  بودند."( تاریخ جهانگشای جوینی،ج۱،ص ۱۵)

با توجه به مطالب فوق می توان از روش تحلیل گفتمان نورمن فرکلاف  در تحلیل متون در مبحث توصیف متن استفاده کرد. چنانچه قبلاً هم گفته شد، در این بخش از طریق نحوه به کارگیری و برچسب سازی عبارات و تعیین دایره خودی و غیر خودی می توان یه شناسایی گفتمان غالب در یک متن پرداخت. البته رویکرد روشی فرکلاف تنها به توصیف متن منتهی نمی شود، بلکه بخش مهم و اصلی روش وی مربوط به مبحث تفیسر می شود که لازم می بینم در پستی جداگانه به آن اشاره کنم.

نوشته شده در شنبه 1390/02/31 ساعت 13:43 توسط فاطمه|

امشب در حالی که سرماخورده ام می نویسم. استاد خوبم من هم با نظر شما موافقم.همه ما در مقطعی از زمان سرما می خوریم و هذیان می گوییم. مخصوصا وقتی سرما خوردگی مان ازنوع سرماخوردگی روحی باشد اوضاع وخیم تر می شود. اما وقتی حالمان خوب شد دوباره زندگی را از سر می گیریم. الان همه چیز و همه کس سرما خورده اند. من هم سرماخورده ام .حالا که بحث هذیان و هذیان نویسی است. بگذارید امشب من هم هذیان بگویم دوهفته ایی است که با مصیبت سرما خوردگی که به جانم افتاده دست و پنجه نرم می کنم دخترک نازنینم هم از من سرما گرفته و من افسرده تر ازهمیشه در حالی که شربت سرماخوردگی رو تو حلقش می ریزم به خودم امید می دهم که این روزا تمام می شه.نمی دونم چرا دوست دارم موج منفی بدم به خودم. بگم که همه چیز به هم گره خورده. ازکاه کوه بسازم و اون وقت از کنارشون دربرم به جای اینکه حلشون کنم.چند شبی است که به خودم قول می دم که با نوشتن بخش روش شناسی کاررساله پیش استاد مشاورم برم.اما وقتی صبح میشه انگار همه چیز به بوته فراموشی میره. موجی از دلواپسی های مادرانه به سراغم میاد.برای رفتن به دانشگاه امروز و فردا می کنم. به آرنیکا نگاه می کنم دلم براش می سوزه .هنوز شش ماه بیشتر نداره که بخوام بذارمش مهد.این هم مشکل من شهرستانی است که از موهبت همجواری با مادر بی بهره ام. طفلک مادر و خواهر کوچکم که تو این مدت با اومدنشون به تهران و نگه داری از آرنیکا تا اندازه ای ازدلواپسی هام نسبت به کارای دانشگام کم کردند.صفحه ایمیل رو باز می کنم تا به استاد راهنمام ایمیل بفرستم. پشیمون میشوم.آخر چه بنویسم. بگم چی کار کردم تو این مدت. بچه داری. نگران بودن. اصلا اینا تو فضای علمی محلی از اعراب دارد.خوب که چی. چشمت کور دنگت نرم. می خواستی بچه دار نشی.اما به خدا هیچ کی نمی دونه مادر شدن چه کیفی داره.می دونم دارم هذیان می گم.

اینها رو نوشتم تا بگم کاملا حق با شماست استاد.همه ما این روزا سرما خورده ایم. پس بهترین راه حل اینه که کمی استراحت کنیم و منتظر بهارباشیم. بهار که بیاد همه چیز درست می شه .دیگه کسی سرما نمی خوره. ماهایی هم که سرما خوردیم خوب میشیم.می ریم دنبال درس و کار.پس تا اون موقع از حرفای دوستانتان نرنجید.آن ها از شرایطی که در آن قرار دارید بی خبرند.اگرچه سختی بودن در سرزمین دیگری ومشکلات مربوط به آن با توجه به روحیه حساس شما چندان دور از انتظار نیست، اما گاهی اطرافیان ناخواسته ما را میرنجانند و بنا به عادت انتظار دارند که همیشه یک جور باشیم  و یک شکل بنویسیم. شاید هم موج سرما خوردگی هیچ گاه دامن گیرشان نشده که این فضا را دریابند.اما همه این لحظات روزی به پایان می رسد.

 

نوشته شده در جمعه 1389/12/06 ساعت 1:42 توسط فاطمه|

 

میدونم.مدت زیادی است که وبم از سکوتی عمیق رنج می بره. همین سکوت در مورد درس و دانشگاه هم صادقه. به خاطرش اصلاً ناراحت نیستم. چون با تجربه ای که تو این پنج ماه بدست آوردم فکر میکنم هیچ تحولی تو زندگی مهم تر و با شکوه تر از خلق یک انسان نیست. هر چیزی که تو این دنیا به دست می آری پس از مدتی شور و حال اولیه خودشو از دست میده و زنگار روزمرگی به خودش می گیره  الا تولد. من اسم این برهه از زندگی رو می ذارم سرآغاز یک تحول. تا حالا هیچ رویداد  شیرینی نتونست منو تا این حد ماه ها تو خودش هضم کنه. هر روز با لبخند کودکت بیدار می شی و شب با آروم کردنش به خواب میری.جوری سرگرم میشی که گاهی زمان از دستت در میره. تو وادیی قرار میگیری که اگرچه  مشکلات خودشو به همراه داره ،اما هیچ وقت خسته ات نمی کنن. با جون دل انجامشون میدی. مخصوصاً که حالا دیگه از سختی های اوایل مادر شدن فاصله گرفتم و به جاش  خنده های پر سر و صدای آرنیکا فضای شادی رو به خونمون آورده. دیگه همین خنده ها شارژر روحم شده. پس از خوابوندن کوچولوی نازنین، به سراغ درس و کتاب میرم و وقتی تو دنیای هپروت و پر استرس رساله گیر میکنم یاد و خاطره خنده ها و جیغ های قشنگ  اون بهم قوت قلب میده که ادامه بدم. 

قرار بود فصل اول رساله رو که همون مباحث روشی کاره تا پاییز به استاد مشاورم تحویل بدم اما هنوز برای نوشتن اطمینان ندارم.این روزا بیشتر می خونم و نت بر میدارم تا اینکه بنویسم. مطالبی جسته و گریخته از مباحث تحلیل گفتمان و مرتبط ساختن اون با دوره تیموری. حال که عمیق تر مطالعه می کنم با دنیای وسیعی از تعاریف متعدد درباره تحلیل گفتمان روبرو میشم که انتخاب دامنه و محدوده اون کمی سخته. تا حال سعیم این بود تو پایان نامم تنها از روش های زبانشناختی الهام بگیرم و چندان درگیر مباحث تحلیل گفتمان انتقادی نشم. اما هر جلوتر میرم به این نتیجه میرسم که انتخاب این روش جدا از مباحث انتقادی اون میسر نیست.با توجه به موضوع رساله  ام که عنوانش "تحول گفتمانی نهاد امارت و وزارت درمنابع دوره تیموری" هست، کاری که می بایست انجام بدم تنها بررسی متون دوره تیموری نیست بلکه کنش موجود در دو نهاد هم هست. فکر می کنم در کنار مباحث هلیدی، باید روی نظریه فرکلاف مبتنی بر کردار گفتمانی  تمرکز کنم. در پست های بعدی درباره فرکلاف و نظریه اش بیشتر می نویسم، اگرچه هنوز مطمئن به انتخاب این روش نیستم. تا چه پیش آید.

نوشته شده در سه شنبه 1389/10/28 ساعت 1:9 توسط فاطمه|

 

بالاخره آمدی و با تولدت زندگیمان رنگ و بوی تازه ای به خود گرفت. سی و یک مرداد هشتاد و نه در بعد ازظهری دل انگیز،میان هیاهوی دلواپسی های پدر و مادربزرگت در پشت شیشه های انتظار بیمارستان نجمیه با دردی جانکاه اما شیرین به دنیا آمدی. دخترم میلادت مبارک. حال یک ماهه شدی. نامت را آرنیکا گذاشتیم. امیدوارم همچون نامت آریایی باشی و نیکو سرشت.

نوشته شده در پنجشنبه 1389/07/01 ساعت 12:35 توسط فاطمه|

روزهای انتظار. شمارش معکوس ده، نه، هشت، هفت، شش، پنج،چهار،سه،دو و یک و من در این میان چه مستم و سرخوش . در انتظار تولد کودکی معصوم و پاک. این روزها بیش از هر زمان دیگری به یاد مادرم هستم. یعنی اون هم مثل من سرمست این لحظات بود. امروز تلفنی باهاش صحبت کردم. وای که چقدر دوستش داشتم و نمی دونستم.علی رغم دوری راه می تونم لمسش کنم و گرمای مادرانه اش رو بچشم. خدایا منو ببخش. چقدر با حرفا و رفتارم ناراحتش کردم و اون با همون عشق مادرانه گذشت کرد و ببخشید و حال من در تب و تاب  واپسین لحظات این ودیعه الهی رو مرور می کنم. عشق مادرانه، احساسی جاودانه.در هیچ یک از لحظه لحظه های تجربه سی ساله ام حسش نکردم. خدابا شکرت که مرا زن آفریدی که این لحظات پاک رو حس و استشمام کنم. خدایا ممنونم که مرا قابل دونستی که بتونم بزرگ ترین درس زندگی رو بیاموزم. درسی که تا به حال در هیچ یک از کتاب های دوران تحصیلیم نخوندم و شیرینی و لذت آن را در هیچ برهه از دوران تحصیل، حتی در زمان کسب مدارج علمی ام نچشیدم. خدایا دوستت دارم.

نوشته شده در چهارشنبه 1389/05/13 ساعت 0:50 توسط فاطمه|

 

دو هفته گذشته درست يكشنبه ۱۳ تير دفاع پروپوزالم كه هميشه برام حكم يه كابوس بود در سالن دفاعيه دانشكده ادبيات برگزار شد. تو يك روز گرم و پرترافيك رسيدم دانشگاه.با وجود خستگي و سنگيني جسماني، وسايل پذيرايي از اساتيد رو آماده كردم.حسابي گر گرفته بودم. همين تقلا ها در كنار چندين ماه كار طاقت فرسا و رفت و آمدها به دانشگاه باعث شد كه آن طور كه بايد از جلسه دفاع راضي نباشم. شايد هم اين بخشي از سختگيري ها ي بيش از اندازه ام باشه. داورهاي خارجي جلسه دكتر امامي و دكتر منظور الاجداد بودند. با ديدن دكتر امامي ياد دوران خوش كارشناسي افتادم. شهيد بهشتي،بوفه ادبيات،سرسرا، كلاس هاي ۳۱۱ و ۳۱۰. ياد درس شيرين تاريخ عثماني كه دكتر امامي چقدر قشنگ با لحن شيرين تركي برامون توضيح مي داد.بگذريم. داوران داخلي هم دكتر احمدي و دكتر فصيحي بودند. بيشتر ابهامات وايرادات كار رساله در مبحث روش خلاصه مي شد. چيزي كه كاملا برام قابل پيش بيني بود. تحليل گفتمان و كاربرد اون در مباحث تاريخي از جمله مسايلي بود كه دكتر منظور الاجداد به اون خوش بين نبود. نه تنها اين روش، بلكه اصولا دكتر منظور به كارگيري اين قبيل روش ها را در عرصه تاريخ بي ثمر مي دونست. اما نظر من و دكتر فرهاني و دكتر ساساني چيز ديگري بود. هدف اصلي من از به كارگيري اين روش اتفاقاً سنخيت اين قبيل مباحث با حوزه تاريخه.با توجه به موضوع پايان نامه ام كه تحول گفتماني نهاد امارت و وزارت در منابع دوره تيموري است، استفاده از روش تحليل گفتمان چه در حوزه زبان شناختي و چه فرا متني بي نهايت مي تونه كارساز باشه. اگرچه مي دونم راه سختي رو در پيش گرفتم و به نوعي دست به ابداع زدم و از اون جا كه استفاده از اين شيوه ها از طرف دانشجويان قبلي سابقه درخشاني به جا نگذاشته، اما باز معتقدم كه اين كار شدنيه.در حال حاضر بحث در جزئيات موضوع كمي زوده. اما در پست هاي بعدي و در طول روند كار از چگونگي نحوه كابردي كردن اين روش درمباحث تاريخي نمونه هايي خواهم آورد.

طي دو هفته اي كه از دفاع پروپوزالم گذشت، كاري نكردم جز گذران وقت. شايد اين حالت به دليل فشارهايي بود كه تا قبل ازدفاع بر من وارد شد. شرايط جسمانيم  به همراه تف تابستون، هر هفته آمدن به دانشگاه و سرو كله زدن با موضوع رساله و هزاران فكر و خيالي كه هيچ افساري براي مهارش نداشته و ندارم حسابي توانم رو ربود. پس از دفاع تا چند روز هنگ كرده بودم و تا حدودي احساس پوچي گريبانگيرم شد. اما الان با گذر زمان به تعادل روحي بهتري رسيدم و فكر مي كنم در تطبيق خودم با لحظات خوش زندگي موفق عمل كردم. لحظاتي كه مي دونم ممكنه ديگه تكرار نشه. تو هفته كلي خريد كردم خريد لب تاب گرفته تا دوربين ديجيتال و وسايل خونه و حالا كاري ندام جز انتظار آمدن مهمون كوچولويي كه قراره مرداد ماه بياد خونمون.

نوشته شده در یکشنبه 1389/04/27 ساعت 10:8 توسط فاطمه|

      از آنجا که متون هر دوره حوادث سیاسی و اجتماعی یک جامعه را بازتاب می‌دهد، بررسی و واکاوی متون با استفاده از‌ ابزار تحلیل گفتمان، مي تواند راهی مؤثر درتبیین تحولات سیاسی و اجتماعی به حساب بيايد. در این میان، روش نقش‌گرایانی نظیر هلیدی در تحلیلِ گفتمان تا حدود زیادی در تحقق اهداف روش‌شناختی رسأله راهگشاست، چون زبانشناسان نقش‌گرا با تاکید بر بافت اجتماعی به سراغ تحلیل متون رفته و آن را با توجه به موقعیت اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دهند. البته عنایت به این رویکرد با مشکلاتی نیز همراست. به طوری که علی‌رغم تأکید این گروه بر بافت در کنار متن، در نهایت تمرکز اصلی بر روی متن است و بررسی از طرق ابزارهای زبانی صورت می‌پذیرد. اگرچه در مطالعات تاريخي تحلیل گفتمان به عنوان ابزار روش‌شناختی مورد استفاده قرار مي گيرد، اما با توجه به ماهیت سیاسی و اجتماعی مباحث تاریخی در کنار این روش به مباحث تحلیلِ گفتمانِ انتقادی که از برون به مسایل اجتماعی می‌نگرد نیز توجه خواهد شد؛ زیرا صاحب نظران این روش نظیر میشل فوکو و لاکلا و موف تحلیل گفتمان را فراتر از تفسیر متن دانسته و به نقش و عوامل ظهور گفتمان‌های غیر زبانی نیز عنایت دارند. لاکلا و موف از ابزار تحلیلِ گفتمان در جهت آشکار ساختن گفتمان‌های فرامتنی استفاده کرده است. با توجه به این نکته نگارنده خواهد کوشید علاوه براستفاده از ابزار زبانی برای تحلیل متن، به مباحث برون متنی و تفسیر و تبیین اجتماعی متن نیز نیم نگاهی داشته باشد.

اما متفکرانی چون فوکو و لاکلا و موف، از یک سو به مباحث به صورت کلی پرداخته اند و از سوی دیگر روش‌شناسی مشخصی نیز ارائه نداده اند. به همین دلیل است که در تفسیر گفتمان‌های موجود ناگزیر شده اند از نظریات و روش‌های زبانشناسانی چون هلیدی استفاده کنند. نکته قابل تأمل دیگر اینکه، ماهیت مفاهیمی چون قدرت، حاکمیت و ایدئولوژی و فرایند تولید گفتمان قدرت و دانش متناسب با آن درسده‌هایی که این متفکران می‌زیسته اند و درباره آن نظریه‌پردازی کرده‌اند، اساساً با ماهیت این مفاهیم در ادواری چون سده نهم هجری قمری متفاوت است و به کارگیری این نظریه‌ها درباره آن شرایط سیاسی و اجتماعی، با این خطر همراه است که ناهمخوانی این دو، به درک نادرست و مجهولی از واقعیت تاریخی منجر شود و دغدغه رعایت منطق تحلیل صحیح تحولات تاریخی چیرگی یابد.

نوشته شده در چهارشنبه 1389/03/05 ساعت 13:16 توسط فاطمه|


آخرين پست ها
» ۱- تحلیل گفتمان نورمن فرکلاف:سطح توصیف
» در ادامه هذیان نویسی!!!!!!!!
» آغازی دگر
» پایان انتظار
» ثانیه های معکوس
» دفاع پروپوزال
» كاربرد تحليل گفتمان در تاريخ
» شرح حال روزهاي من
» ماجراهای من و آزمون جامع
» بدایع الوقایع
Design By : Pars Skin